الشيخ محمد جواد الخراساني
22
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)
ايضا فى هذا المعنى قتل و غارت در محرّم بد حرام * در زمان جاهليّت برتمام شدمحرَم نام اين مه زان سَبَب * قتل و غارت و بد حرام اندر عرب ليك در اسلام اين سَدّ را شكست * عدَهاى اسلام نام بتپرست قتل و غارت را نمودند ابتدا * بر سليل مصطفى در كربلا تشنه لب كشتند پور بو تراب * بر رُوى اطفال او بستند آب آن يكى فرياد ميزد العطش * و آن يك از سوز عطش بنموده غش ياورانش را شرار كوفيان * جُمله را كشتند از پير و جوان اكبرش را غرقه در خون ساختند * دست عبَاسش ز تن انداختند شيرخوارش رابجاى آب و شير * حلق او را پاره كردندى به تير دست غارت پس بأموالش زدند * خيمههايش را ز كين آتش زدند بر سَرِ نى نصب كردندى سرش * بر زمين عريان فكندى پيكرش ايجواد از جور كوفى دم مزن * بيش از اين نيشم از اين ماتم مزن شكوه از جفاى بى منتهاى اهل كوفه ز جور كوفيان دارد فلك داد * كه در عالم ندارد اينچنين ياد برُوى بيگناهان آب بستن * و يا در جنب دريا تشنه كشتن كه دعوت كرده بهر ميهمانى * سپس منعش كند آب روانى كه دعوت كرده مهمان را بزارى * سپس او را كشد با زجر و خوارى كه بهر مشكى از آب روانى * جدا كرد است دست نوجوانى به حلق شيرخوارى كه زند تير * بجاى جرعهء آبى و يا شير كه كشته پير مرد قد خميده * و يا طفل و جوان نورسيده كه ببريده سر طفل يتيمى * بدامان عمو آه از لئيمى